ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1483
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بيگانه به قصد تجارت به ايران سفر كردهاند بازشناخته شوند ، و سفيران و بازرگانان به ديدن مبلغان مقهور قدرت و نفوذ شاه شوند ، و شاهد اتحاد و دوستى وى با پادشاهان اروپا باشند . بدينسان هم شاه و هم مبلغان از اين كار راضى بودند زيرا مبلغان گمان مىبردند مردم به ديدن آنان در آن لباس اندك اندك به آنان مىگروند ، و با ايشان آشنا و مأنوس مىشوند ، و مبلغان آسانتر و بىپرواتر مىتوانند مسلمانان را به پذيرفتن دين مسيح دعوت كنند . اما اين انديشه و خيال باطل بود ، و چه زمانى دراز در اين سودا عمر به هدر دادند . از اينها خاطر بپردازيم و توصيف و تشريح ديگر نقاط مهم را دنبال كنيم . نزديك اقامتگاه كارمليها عمارت مجلّلى است كه خوب نگهدارى شده ، و بعضى جاهاى آن زرنگار است . اين خانهء باشكوه از آن ميرزا شفيع وقايعنگار مىباشد كه من شرح حال مفصّل وى را در كتاب تاريخ مختصر ايران مىآورم « 1 » . از آنجا رو به محله دار البطيخ خانه و مدرسهاى است هر دو به نام ميرزا خان ؛ وى در زمان سلطنت شاه عباس حاكم يكى از ايالات ، و مردى بيدادگر بود . شاه چند بار او را به رعايت انصاف دلالت كرد ، و چون سودمند نيفتاد فرمان داد وى را به دارى كه ميان ميدان شاه نصب بود ببندند و تيرباران كنند . روزى چند جسدش همچنان بر جاى بود و بر اثر گرمى هوا خشك شد ، زيرا اين واقعه در درازترين روزهاى تابستان اتفاق افتاده بود . مسافتى دور تر ، راه به محلّى مىرسد كه از سطح زمين پايينتر است ، و آن را گود مقصود بيگ مىنامند . اين گود به كوچهء سلطان زنگنه كه يك قبرستان به همين نام دارد ، مىپيوندد . دو برج سنگى نيز در مدخل گورستان است . چهار كوچه نسبتا بزرگ ديگر نيز نزديك آنجاست . آنها كوچهء عرقگيرها ، كوچهء مسكرها ، كوچه نمكيها و كوچهء دو برادران نام دارند . در اين چهار كوچه چند حمام است كه معروفترين آنها گرمابهء سفيد ، و حمام فردوس مىباشد . آن سوتر سراى معمار باشى ، بازار غاز ، و چند حمام است كه مشهورترين آنها گرمابهء خواجه عالم مىباشد . اين حمام از آن اين نام يافته كه بانى آن يكى از دانشمندان
--> ( 1 ) - با اينكه شاردن در چند جاى ديگر سياحتنامهاش به اين كتاب اشاره كرده نشانى از آن در دست نيست . يا اصولا به نوشتن آن موفق نشده يا از ميان رفته است .